دانشی كه در ایران مغفول مانده است،

فاصله گرفتن جغرافیدانان از علم جغرافیا، سازمان ها با جغرافیدانان همكاری خیلی كمی دارند

فاصله گرفتن جغرافیدانان از علم جغرافیا، سازمان ها با جغرافیدانان همكاری خیلی كمی دارند به گزارش زارا نایب رییس انجمن جغرافیای ایران با تعریف دانش جغرافیا بعنوان دانش آگاهی انسان بر ضوابط و ظرفیت های محیط اظهار داشت: متاسفانه در ۱۵ سال گذشته بعضی دوستان به علت جذابیت هایی كه برنامه ریزی در شهر، روستا، كشاورزی، صنعت و سرزمین داشته، از مقوله های جغرافیایی فاصله گرفتند و به مرزهای دانش های دیگر نزدیك شده اند و این ایراد و اشكال بزرگی است كه من در آموزش جغرافیا می بینم.


دكتر محمدتقی رهنمایی، استاد جغرافیای دانشگاه تهران در گفتگو با ایسنا با اشاره به پیشینه آموزش جغرافیا در ایران اظهار داشت: جغرافیا از نخستین دروسی بود كه در كنار پزشكی، داروسازی، علوم نظامی و ریاضی در دارالفنون دانشجو می پذیرفت و تدریس می شد. سابقه این رشته در كشور ما با حركت خوبی آغاز شد. پس از اینكه دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ تأسیس شد و پیشتر از آن یعنی حدود یكصد سال پیش كه دانشسرای عالی برای تربیت معلم تأسیس شد، جغرافیا در ایران به سمت مفهوم كشورشناسی رفت.
وی با عرضه تعریف از دو مفهوم جغرافیا و كشورشناسی اظهار داشت: شما در هنگام بررسی جغرافیا با دو مفهوم سروكار دارید، یكی جغرافیا است به مفهوم توصیف و نگارش زمین و دیگری كشورشناسی است. توصیف و نگارش زمین یعنی جغرافیا هرچه را كه شما در پهنه زمین بعنوان یك بستر و یك ظرف می بینید و هم چنین هرچه روی این ظرف بعنوان مظروف دیده می شود، مورد بررسی قرار می دهد. مظروف این ظرف می تواند رودخانه، دریا، جزیره، جنگل، بیابان، شهر، روستا، مزرعه، كارخانه، راه ها باشد. این ها در حوزه مطالعات جغرافیا قرار می گیرد. به این حوزه جغرافیای موضوعی می گویند.
نایب رئیس انجمن جغرافیای ایران اضافه كرد: مفهوم دیگری كه از جغرافیا برداشت می شود، كشورشناسی است. كشورشناسی به معنای شناخت كشورها، شناخت سرزمین ها و مردم كه در عربی به آن مسالك و ممالك می گویند. متأسفانه در ایران از زمانی كه دانشسرای عالی تشكیل شد و بعدتر در دانشگاه تهران از زمانی كه گروه جغرافیا تشكیل شد، ابتدا مبحث جغرافیا را از كشورشناسی شروع كردند و مدت ها یعنی تا اوایل انقلاب هم بیشتر وزن دروس جغرافیا را كشورشناسی تشكیل می داد، مثلاً جغرافیای قاره ها سه یا چهار درس بود: اروپا، آسیا، آفریقا، اقیانوسیه و آمریكا. هر كدام از این درس ها دو یا سه واحد درسی بودند. در تدریس این دروس استاد عمدتاً پایتخت ها و منابع طبیعی كشورهای هر كدام از این قاره ها را معرفی می كردند. الان این اطلاعات از اطلاعات عمومی فراتر نرفته و متأسفانه مدت ها جغرافیا در همین حوزه درجا زد.
رهنمایی با اشاره به اینكه مدتی رشته جغرافیا و تاریخ با یكدیگر آموزش داده می شد، اظهار داشت: در دانشگاه تهران و حتی در بقیه دانشگاه ها مدتی رشته تاریخ و جغرافیا با هم بودند؛ یعنی اگر یك نفر می خواست در دانشگاه تربیت معلم لیسانس بگیرد، رشته تاریخ و جغرافیا می خواند. به تدریج استادانی از دانشگاه های خارج از كشور فارغ التحصیل شدند كه با مكاتب جدید جغرافیا آشنا شده بودند. این آشنایی به خصوص در رابطه جغرافیا با اقلیم رخ داد كه بنیان گذار آن مرحوم گنجی، اقلیم شناس برجسته بود. در زمینه جغرافیای طبیعی استادان دیگری مثل دكتر مستوفی كه رئیس مؤسسه جغرافیای دانشگاه تهران بود و یا در تبریز برخی از استادان قدیمی به فعالیت در حوزه جغرافیای طبیعی كه بیشتر ژئومورفولوژی و جغرافیای آب ها بود، روی آوردند.
وی در ادامه به روند جدا شدن مفهوم جغرافیا از كشور شناسی پرداخت و اضافه كرد: در مؤسسه جغرافیای دانشگاه تهران مطالعات مربوط به دشت لوت و كویر به سرپرستی مرحوم دكتر احمد مستوفی و همراهی بقیه استادان جغرافیا انجام گرفت و از آن زمان جغرافیا مفهوم دیگری به غیر از كشورشناسی پیدا كرد؛ یعنی تبدیل به جغرافیای موضوعی شد. جغرافیای موضوعی در كنار همین فنون مربوط به تهیه نقشه یعنی نقشه كشی و نقشه خوانی یكی از رشته های جغرافیا شد كه فارغ التحصیلان آنها بعدتر در سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح و سازمان نقشه برداری مشغول به كار شدند.
این استاد دانشگاه با تقسیم جغرافیای تدریس شده در ایران به سه جغرافیای عمومی، كشورشناسی و جغرافیای موضوعی اظهار داشت: در دوره اول، جغرافیای عمومی در دارالفنون تدریس شد، در دوره دوم كه با تأسیس دانشگاه تهران و دانشسرای عالی تعریف می شود، بیشتر، جغرافیا مفهوم كشورشناسی را داشت. در سال های بعد انقلاب كه من هم جزو كمیته برنامه ریزی و تجدید نظر در برنامه آموزشی جغرافیا بودم، با كمك بقیه همكاران مثل مرحوم دكتر شكویی، دكتر محمودی و دكتر میرحیدر توانستیم تا حدودی جغرافیای موضوعی را مطرح نماییم بدین سان درس هایی به نام جغرافیای شهری، جغرافیای روستایی و جغرافیای سیاسی به وجود آمد كه به تدریج در یك دوره ای در همین سال های پس از انقلاب پسوندهایی مانند جغرافیا و برنامه ریزی شهری یا برنامه ریزی روستایی به این ها افزوده شد و جغرافیا تاحدودی به جغرافیای كاربردی گرایش پیدا كرد؛ یعنی از توصیفی به تحلیلی و كاربردی متمایل شد.
روند مثبت جغرافیا در كاربردی شدن
عضو هیات علمی دانشگاه تهران به هم مرز شدن جغرافیا با علوم دیگر اشاره نمود و اضافه كرد: زمانی كه جغرافیا وارد حوزه برنامه ریزی و اندیشه تحلیلی می شود، طبیعی است كه با رشته های دیگر هم مرز شود؛ مثلاً در زمینه جغرافیای شهری با مقوله های شهرسازی و معماری ارتباط پیدا می كنند. در زمینه جغرافیای سیاسی با علوم سیاسی یا ژئوپلتیك اصطكاك پیدا می كنند. در زمینه جغرافیای روستایی یا كشاورزی با مسائل مسكن روستایی برخورد می كنند. آنچه كه مسلم است، این است كه جغرافیا در سال های پس از انقلاب از نظر كاربردی روند مثبتی طی كرده است؛ اما مشكلی كه این روند مثبت پیدا كرده، این است كه كسانی كه از جغرافیا پلی به سمت برنامه ریزی زده اند، از جغرافیا دور شده اند چون جغرافیا یك مفهوم بسیار وسیع میان دانشی دارد؛ یعنی شما هنگامی كه وارد حوزه جغرافیا می شوید، هم باید زمین شناسی، علوم اجتماعی و محیط زیست بدانید و هم مفاهیم و روش های برنامه ریزی را بلد باشید و هم چنین این قابلیت را داشته باشید كه این ها را با هم تلفیق كنید؛ یعنی جغرافیا امروزه مثل هنر چیدمان یك پازل است كه از اجزای مختلف تشكیل می شود، بدون اینكه وارد جرئیات آن اجزا شود. به عبارت دیگر جغرافیا زبانی بین انسان و محیط است یعنی شما همین طور كه با آدم ها صحبت می كنید و اصطلاحاً گفتمان پیدا می كنید، جغرافیا زبان و گفتمان انسان و محیط پیرامونی است.
رهنمایی درباره توانایی های مفهومی یك دانش آموخته جغرافیا اظهار داشت: وقتی كه یك نفر جغرافیدان باشد، می تواند با شهر، رودخانه، چمن زار، جنگل، روستاها و روستانشین ها صحبت كند. یعنی آن دانش جغرافیا را اگر یادگرفته باشد، می فهمد كه مثلاً چرا دور این روستا حصار است، این روستا چرا متمركز و متراكم است و چرا دیگر روستاها این چنین نیستند. وقتی كسی جغرافیا بلد باشد، متوجه می شود كه نقش عوامل اقلیمی در محدود كردن حوزه كشت برنج چیست، درمحدود كردن كشت چای چیست و یا در تقویت برخی كشاورزی های دیگر مثل خرما، مركبات، سیب و غیره چیست. دانش جغرافیایی در حقیقت دانش آگاهی انسان بر ضوابط و ظرفیت های محیط است. متأسفانه لااقل در ۱۵ سال گذشته بعضی دوستان به سبب جذابیت هایی كه برنامه ریزی در شهر و روستا و كشاورزی و صنعت و سرزمین داشته، از مقوله های جغرافیایی فاصله گرفتند و به مرزهای دانش های دیگر نزدیك شده اند و این ایراد و اشكال بزرگی است كه من در آموزش جغرافیا می بینم. ما همكارانی داریم كه استاد جغرافیای سیاسی هستند، ولی به جهت اینكه واژه جغرافیا را به كار نبرند، در كارتشان نوشته اند استاد ژئوپلتیك یا مثلاً همكارانی هستند كه استاد جغرافیای شهری هستند، روی كارتشان نوشته اند استاد برنامه ریزی شهری اینجا جغرافیا مظلوم واقع شده. به كاربردن این اصطلاحات و فاصله گرفتن از جغرافیا، جغرافیا را به آن موضع پایین خود و بی توجهی بازمی گرداند.
عضو هیات علمی دانشگاه تهران با اشاره به اینكه خانواده ها عموماً نمی دانند تحصیل در رشته جغرافیا چه سودی دارد، اظهار داشت: اصولاً به سبب آن سابقه كشورشناسی كه جغرافیا دارد، در بین خانواده ها و مردم، جغرافیا مثل برخی از رشته های دیگر همواره با این سوال مواجه می باشد كه به چه دردی می خورد؟ شاید برای شما هم این سوال مطرح می شود. مثلاً بچه های ما الان فیزیك می خوانند، من از خودم می پرسم بچه من فیزیك خوانده، خب این فیزیك به چه دردی می خورد؟ زیست شناسی یا زمین شناسی به چه دردی می خورد؟ اشكال كار در این جاست كه مدیران و هدایت كنندگان نظام آموزش عالی ما برای این رشته ها زمینه های كاربرد تعریف نكرده اند. زمینه های كاربرد را برای رشته های پزشكی و داروسازی و حقوق و مانند این ها تعریف كرده اند، برای این رشته های به خصوص علوم انسانی و برخی رشته های علوم تجربی بستر كاری تعریف نكرده اند.
وی اضافه كرد: من بارها در جمع مدیران رده بالای كشور این سوال را مطرح كرده ام كه چرا در رشته های علوم انسانی ای چون دیرینه شناسی تاریخ ایران را خانم "آن لمبتن" می نویسند یا چرا جغرافیای ایران را "اكارت اهلرز" می نویسد؟ چرا تاریخ معماری ایران را "پروفسور پوپ" می نویسد؟ تاریخ ادبیات را "ادوارد براون" می نویسد؟ ایلات و عشایر و شهرهای ایران را "پلوارد انگلیش" می نویسد؟
دكتر رهنمایی با اشاره به اینكه به رشته های علوم انسانی بی توجهی شده، اظهار داشت: من بعنوان یك استاد دانشگاه چهل سال است در این دانشگاه درس دادم، درس خواندم، یاد دادم و یاد گرفتم. به یك نتیجه ای رسیدم و آن یك سوال است، چرا ما به آن رشته های علوم انسانی كه درك آنها و دانستن ها اهمیت دارد، آن قدر بی توجهیم؟ ولی غربی ها به این رشته ها به صورت عجیبی علاقه نشان دادند؟ من جواب هم برایش پیدا كردم. ما مدام توجهمان به این بوده كه بچه هایمان را بفرستیم پزشكی و مهندسی بخوانند و بعد در خانواده ها افتخار می نماییم. بچه ای كه پزشكی یا دندان پزشكی می خواند سوگلی پدر و مادر می شود و بچه ای كه ادبیات فارسی می خواند، توسری خور می شود. من فكر می كنم در ایجاد این خلأ تعمدی است. ما فرزندانمان را به سمت پزشكی و فنی هدایت می نماییم و بعد همین ها از سوی دانشگاه های اروپایی و آمریكایی بورسیه می شوند. این به این علت است كه مسئولان بی توجهی كردند و زمینه كاربرد علوم انسانی فراهم نشده است.
وی در ادامه گفتگو با ایسنا، مقصر را مسئولان عنوان نمود و اضافه كرد: مسئولان ما و در رأس آنها وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم بی توجهی كردند. اگر كتاب علوم اجتماعی دبیرستان را با كتاب ریاضی یا فیزیك دبیرستان مقایسه كنید، متوجه می شوید كه فیزیك و شیمی و ریاضیاتی كه بچه های ما در دبیرستان می خوانند را غربی ها در دانشگاه ها مطالعه می كنند و آن كتاب هایی كه ما در زمینه علوم انسانی می خوانیم را غربی ها رسماً گذاشته اند كنار و مطالب جدید و ملموس و كاربردی به جای آنها آورده اند.
نایب رئیس انجمن جغرافیایی ایران، در ادامه به طرح این پرسش پرداخت كه در ماهیت جغرافیا چه چیز نهفته است كه "ترزا می" را نخست وزیر انگلستان می كند، اما در ایران كسی كه جغرافیا خوانده را به یك معلم روستایی تبدیل می كند كه اگر یك روز معلم نیامده بود، به جای معلم اصلی به كلاس برود تا بچه ها شلوغ نكنند.
وی در پاسخ به سوالی درباره تحصیل كرده های جغرافیا در سطوح بالای دولتی در ایران اظهار داشت: شهردار سابق ما، وزیر كشور، رئیس دانشگاه شهیدبهشتی، نماینده های مجلس و نظامیان ارشد جغرافیا خوانده اند. این ها به جنبه مثبت جغرافیا توجه كرده اند و فهمیده اند كه از جغرافیا چه استفاده ای می توان كرد، بنابر این در راهشان برای رسیدن به منصب های اجرایی مدیریتی مانعی وجود نداشته. الان راه باز است ولی بحث این جاست كه شما چند پست می توانید داشته باشید كه به فارغ التحصیل جغرافیا نیاز داشته باشد؟
این استاد دانشگاه در مورد اقدامات خود در جهت اشتغال دانش آموختگان جغرافیا اظهار داشت: من سال هاست نایب رییس انجمن جغرافیایی ایران هستم. كاری كه ما به اتفاق دكتر كامران و بقیه همكاران كردیم، این بود كه بارها و بارها به سازمان برنامه و بودجه رفتیم و با مستنداتی كه همراه خود بردیم، جلسات متعددی با آنها داشتیم كه من این كارشناسان سازمان برنامه و بودجه را "آقایان مهندس زده" می نامم. ما آنها را مجاب كردیم تا برای فارغ التحصیلان جغرافیا یك رسته مطالعاتی باز كنند، مثلاً مطالعات منطقه ای و برنامه ریزی منطقه ای، فارغ التحصیلان رشته جغرافیا كه مثلاً با گرایش جغرافیا و برنامه ریزی شهری فارغ التحصیل شدند، اینها را در رسته های شهرسازی و مطالعات منطقه ای و معماری به كار گیرند. ابداً زیر بار نمی رفتند و می گفتند جغرافیا را چه كار به این ها؟! از یك طرف هم من به آنها حق می دهم؛ چونكه هیچی از جغرافیا به جز اسامی كشورها نمی دانستند.
به دلیل سوء شهرتی كه وجود دارد، جغرافیدانان خجالت می كشند خویش را جغرافیدان معرفی كنند
رهنمایی درباره راهكارهای افزایش آگاهی مسئولان درمورد توانایی های جغرافیدانان، اظهار داشت: در درجه اول جغرافیدانان باید خویش را با هویت جغرافیایی نشان دهند و مثلاً نگویند من برنامه ریز شهری یا ژئوپلیتیكر هستم. متأسفانه در جغرافیا و بعضی دیگر از رشته های علوم انسانی به سبب همین سوء شهرتی كه وجود دارد، افراد خجالت می كشند خویش را بعنوان جغرافیدان معرفی كنند. این خجالت زدگی به كمبود دانش و آگاهی آنها برمی گردد. به شكلی مشكل به آموزش جغرافیا مربوط می شود. جغرافیا مبحث گفتمان است میان انسان و پیرامون او؛ یعنی چنانچه شما آن گفتمان را بپذیرید با پیرامون خود دیالوگ پیدا می كنید. جغرافیا آن دیالوگ را مطرح می كند.
این جغرافیدان، درباره سیر تحول جغرافیا در ایران و آگاهی عموم جامعه درباره آن، اظهار داشت: جغرافیا رشته ای علوم انسانی بود كه یك تعداد از افرادی كه در خارج از كشور این رشته را خوانده بودند و بازگشتند، غیر از كار در دانشگاه كه كار تدریس بود، در كارهای تحقیقی و مطالعاتی كه انجام می شد با آن ظرفیت علمی ای كه داشتند، وارد شدند و نتایج خوبی به دست آوردند. این نتایج خوب این شبهه را به وجود آوردند كه هركس كه جغرافیا خوانده، می تواند در این طرح ها فعالیت كند و كارهای خوب عرضه نماید. امكان دارد كسی استاد خوب جغرافیا باشد، ولی الزاماً یك استاد خوب جغرافیا یك محقق و پژوهشگر جغرافیا نیست. كم هستند افرادی كه هم بلدند از منظر جغرافیا طراحی های در رابطه با رشته جغرافیا را انجام دهند و در عین حال استاد خوبی هم باشند. برعكس آن الزاماً صادق نیست. هستند افرادی كه استادان خوبی هستند، اما از عهده یك پروژه مطالعات جغرافیایی كوچك برنمی آیند. این حسن شهرت تعداد معدودی از همكاران ما سبب شد گرایش به جغرافیا چه در دوره های لیسانس و چه در دوره های كارشناسی ارشد و دكتری زیاد شود. الان متأسفانه در دوره های دكتری، نه به خاطر جغرافیا بلكه به خاطر تیتر دكتری كه از جغرافیا به دست می آورند، این رشته را می خوانند و این دارد آسیب بزرگی به جغرافیا می زند.
دكتر رهنمایی درباره جایگاه شغلی دانش آموختگان جغرافیا در كشور اظهار داشت: واقعیت این است كه مثلاً اداره ها آگهی استخدام برای مشاغل مختلف می دهند، اما اصلاً به ذهنشان خطور نمی كند كه در نظام آموزشی ما فارغ التحصیل رشته جغرافیا هم داریم، بنابراین فراخوان كه می دهند، می گویند مهندس شهرسازی یا معماری یا فارغ التحصیل مدیریت و اقتصاد می خواهیم، اما اصلاً اسمی از بقیه رشته ها نیست؛ در ذهنشان اصلاً این رشته ها وجود ندارند. بنابراین این دانش آموختگان ناامید می شوند. الان تا دلتان بخواهد ما لیسانسیه و فوق لیسانسیه بی كار دكتری داریم. هیچ تفاوتی هم بین دانشگاه برتر و غیر برتر وجود ندارد.
وی در پاسخ به سوالی درباره وضعیت فارغ التحصیلان جغرافیا در خارج از كشور اظهار داشت: جغرافیا از رشته هایی است كه در دانشگاه های خارج از كشور داوطلب زیاد دارد؛ چون كه بازار كارش تعریف شده است. من در دانشگاه بن آلمان دیدم وزارت آموزش و پرورش به مؤسسه جغرافیای آن ایالت یك پروژه ای داده بود كه برای آن وزارتخانه مطالعه كنند و ببینند كه توزیع مدارس، دانش آموزان و دبیران در رشته های مختلف تحصیلی در این ایالت چگونه است. در نتیجه این تحقیق، جغرافیدانان تعداد زیادی نقشه موضوعی تهیه كردند. فرض كنید این شهرستان شما بیشتر روی رشته های علوم تجربی تمركز پیدا كرده و شهرستان دیگر روی علوم انسانی تمركز دارد و بعد بررسی كردند این مركزیت چگونه به وجود آمده و چگونه می توان تعادل بخشی به وجود آورد. این اعداد و ارقام به نقشه های موضوعی تبدیل شدند. این ها یك اطلس مانندی از وضعیت نظام آموزش و پرورش و یك اطلس موضوعی ضمیمه گزارش كردند و بعد سفارش كرده بودند كه شما در این منطقه باید فلان رشته ها را تقویت كنید، چون كه نوع معیشت مردم به فارغ التحصیلان این رشته نیاز دارد. مثلاً در شهرها و دهستان هایی كه توریست پذیر بودند، سفارش شده بود رشته های هتلداری و گردشگری در این شهرها توسعه یابد. چه قدر دانش آموزان ما فیزیك و شیمی و ریاضی بخوانند؟
رهنمایی درباره پژوهشی كه برای وزارت علوم انجام داده است، اظهار داشت: من، پژوهشی برای وزارت علوم در زمینه عدم متمركز بودن همه امكانات در تهران انجام دادم كه به صورت كتابی با عنوان "توزیع فضایی دانشگاه ها و مراكز آموزش عالی در ایران و عرضه الگوی بهینه" منتشر گردید. در نهایت آنها كاملاً برعكس عمل كردند. در این پژوهش ما بررسی كردیم كه مثلاً چه ضرورتی دارد كه دانشگاه علامه طباطبایی در تهران باشد؟ دانشگاه علامه طباطبایی هیچ رشته تحصیلی ای ندارد كه توجیه كند این دانشگاه در تهران باشد؛ مثلاً دانشكده كشاورزی باید در آذربایجان باشد، چون آذربایجان یك منطقه كشاورزی است یا دانشكده فنی باید در اصفهان باشد، چون اصفهان دومین استان صنعتی ایران است؛ ولی رشته های اقتصاد مدیریت حسابداری كه رشته های دانشگاه علامه هستند، در هر شهر دیگری هم برده شود، دانشجو به آن جا می رود. بعد دیدم كه كاملاً برعكس عمل كردند و در انتهای اتوبان همت محوطه بزرگی را به دانشگاه اختصاص دادند و تعداد دانشجوها را هم افزایش دادند، به جهت اینكه یك دوره ای چند تن از وزرا و مسئولان كشور در دانشگاه علامه درس خواندند، آنها اعلام نفوذ كردند و این طرح به سرانجام نرسید.
وی اضافه كرد: اگر دانشگاه علامه طباطبایی را در آشتیان یا كنگاور می ساختند، این دو شهر تبدیل به یك شهر دانشگاهی می شدند، ولی این دانشگاه هم اكنون در تهران گم شده است. آن زمان من آماری به دست آوردم كه نشان می داد ۵۴۰ هزار دانشجو در تهران درس می خوانند. این دانشجویان به تغذیه، وسایل حمل و نقل و خوابگاه نیاز دارند و اگر دانشگاه علامه به یك شهر كوچك انتقال می یافت، كل آن شهر را تحت تأثیر خود قرار می داد. طوری شد كه وزیر علوم وقت یعنی دكتر معین خلاصه این نقشه ها را دید و اظهار داشت كه هفته آینده رهنمایی با من به جلسه هیات دولت بیاید كه این وضع ساماندهی گردد. البته به درگیری های ۱۸ تیر سال ۸۷ منتهی شد كه وزیر استعفا داد و قضیه منتفی شد.
این استاد دانشگاه، درباره میزان همكاری سازمان های مختلف با جغرافیدانان اظهار داشت: این میزان بسیار كم است. من چند سال پیش برای همایشی به یاسوج رفته بودم و پس از آخر سخنرانی دیدم حدود ۱۳ نفر از شاگردان سابق من آمدند و متوجه شدم همه آنها شهرداران شهرهای مختلف هستند. فارغ التحصیلان جغرافیا در زمینه مدیریت شهرداری خیلی خوب عمل می كنند. الان مدتی است كه دولت پول پروژه را ندارد، چه برسد به پروژه های ما.
نبود حلقه واسط میان دانش جغرافیا در دبیرستان و دانشگاه
عضو هیات علمی گروه جغرافیای دانشگاه تهران درباره وضعیت آموزش این علم در مدارس، اظهار داشت: وزارت آموزش و پرورش برنامه آموزشی سه درس مهم را به كمترین و بدترین وضع تقلیل داده است؛ تاریخ، جغرافیا و علوم اجتماعی همچون این دروس هستند. آمده اند در یك كتاب بسیار كوچك اطلاعات بسیار بی مصرف و زائدی را در برنامه آموزشی دروس مدارس قرار دادند. در كشورهای خارجی بهترین استادهای دانشگاه ها عضو گروه تألیف كتاب های درسی مدارس هستند و در تألیف كتب درسی بین استادان بسیار برجسته جغرافیا و مؤلفین آموزش و پرورش كه سابقه تألیف دارند، همكاری وجود دارد.
رهنمایی افزود: آن جاست كه كتابی در این شرایط منتشر می شود، در ذهن بچه انگیزه به وجود می آورد؛ اما كتاب های ما در اینجا بچه ها را از درس زده می كند. البته این را بگویم كه من مدت ها بعنوان نایب رییس انجمن جغرافیایی با مؤلفین كتاب درسی ارتباط داشتم. اسم نمی برم، ولی فردی كه تا پست وزارت هم با مدرك جغرافیا رفت، سی و خرده ای سال پیش دانشجوی من بود و مطالب جزوه درسی من را در كتاب درسی جغرافیای مقطع راهنمایی قرار داده بود. حلقه واسط میان دانش جغرافیا، تاریخ و علوم اجتماعی، ادبیات و فرهنگ و تمدن در دبیرستان و دانشگاه كه با زبان قابل فهم گروه های مختلف سنی علوم را مرتبط كند، گم شده است.
این استاد دانشگاه درباره مشكل آموزش جغرافیا در مدارس اظهار داشت: آن آموزگار و دبیری كه جغرافیا تدریس می كند، قادر نیست الفاظ كلمات و مفاهیمی را كه ذهن بچه می تواند بپذیرد را تعریف و به بچه ها منتقل كند. در كشورهای فرانسه، آلمان و اتریش كه من در جریانش هستم، می دانم یك گروه متشكل از استاد جغرافیا، متخصص آموزش و پرورش و دبیر با تجربه آن دروس شكل داده اند و این ها به كمك یكدیگر مطالب متناسب با ذهن بچه ها را تهیه می كنند. ما نه تنها در جغرافیا بلكه در سایر رشته ها هم چنین چیزی نداریم.
رهنمایی در انتها درباره وضعیت پژوهش دانش جغرافیا اظهار داشت: پژوهش در جغرافیای موضوعی بد نیست. پژوهشگران در حوزه گردشگری، شهر، آمایش سرزمین و منطقه ای خوب كار می كنند، اما می دانید كارفرمای این پروژه ها دولت می باشد و دولت هم الان پولی ندارد.



1398/03/02
12:46:56
5.0 / 5
3371
تگهای خبر: آموزش , اشتغال , اقتصاد , بازار
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۲ بعلاوه ۳
زارا ZARA

زارا

فروش برند زارا

zarakala.ir - حقوق مادی و معنوی سایت زارا محفوظ است