درخواست مادران بیقراری كه چشم انتظار فرزندانشان هستند؛

آقایان مسئول، لطفا به ما سر نزنید!

آقایان مسئول، لطفا به ما سر نزنید! زارا: این روزها فضای بیمارستان امام خمینی(ره) سراسر شیون، ناله و بیقراری پدران و مادرانی است كه یك روز پگاه فرزندان دلبندشان را صحیح و سالم راهی دانشگاه آزاد كردند، اما چیزی نگذشت كه جسم های بیجان و نیمه جان آنها را از دل میله ها و آهن های پیچیده شده و خمیده ˮاتوبوس مرگˮ پیدا كردند و هنوز هم كه در كنار تخت نظاره گر جسم های آغشته به خون فرزندانشان هستند رفت و آمدها و وعده های مكرر مسئولانی را مشاهده می كنند كه شاید اگر قبل از این اندكی به مشكلات آموزش عالی كشور و سرو سامان دادن به برخی دانشگاه ها توجه می كردند امروز شاهد چنین اتفاقات تلخی نبودیم.


به گزارش زارا به نقل از ایسنا، نوشتن و به تصویر كشیدن حال غمبار مادران و پدرانی كه پشت در شیشه ای ICU نشسته اند و چشمانشان با هزار التماس و امید پزشكان، و پرستاران در حال تردد را دنبال می كنند تا شاید خبری تازه از جگر گوشه شان داشته باشند، كار آسانی نیست. دانشجویانی كه یك روز معمولی صحیح و سالم راهی دانشگاه آزاد شدند تا آینده ای برای خودشان رقم بزنند، اما چند ساعت بعد جسم های بی جان و نیمه جان آنها از دل كوه و از میان میله های آهنی در هم پیچیده و خمیده اتوبوسی كه "اتوبوس مرگ" لقب گرفت، تحویل خانواده هایشان شد.

ساعت ۱۲: ۲۲ روز سه شنبه همین هفته بود كه بار دیگر تصادف اتوبوس، دل خانواده ها و مردم ایران را خون كرد. اتوبوسی كه این دفعه مسافرانش دانشجویانی بودند كه كیف و كتاب هایشان را جمع آوری كردند و با هزار امید و آرزوی راهی دانشگاهی شدند كه شاید آینده ای بهتر برای آنها بسازد. یكی برای تعیین وقت دفاع رفته بود، یكی برای حاضر شدن در كلاس درس، یكی برای دیدن دوست و یكی برای تصویب پروپوزال پایان نامه و هر كدامشان كه چه آرزوها و برنامه هایی در سر نداشتند، فارغ از این كه پا به اتوبوسی می گذارند كه مقصدش دره مرگ است.

در این حادثه تلخ هفت نفر از دانشجویان حتی پایشان به زمین نرسید و در همان لحظات اولیه پرواز كردند و آسمانی شدند و جسم های نیمه جان آغشته به خون تعداد ۳۰ نفر دیگر از اتوبوس مچاله شده بیرون كشیده شد و به بیمارستان و مراكز درمانی عازم شدند و سه نفر دیگر در بیمارستان آسمانی شدند.



نفس مادرانی كه به شماره افتاده است

امروز كه برای نوشتن گزارشم پایم را به مجتمع بیمارستانی امام خمینی (ره) می گذارم پنج نفر از دانشجویان این حادثه در بخش آی سی یو و اورژانس این بیمارستان بستری هستند كه متاسفانه وضعیت سه نفر از آنها از طرف پزشكان وخیم گزارش میگردد.





چه امیدها و آرزوهایی كه برای پسر عزیزم نداشتم

در ابتدای این گزارش مادر "مهدی مغنیان" كه فرزندش ترم یك رشته پزشكی در واحد علوم تحقیقات تحصیل می كرد، یكی از چند مادر بی قراری بود كه پشت در شیشه ای نفسش با هر ورود و خروج كادر پزشكان به شماره می افتاد و چشمانش انتظار یك خبر خوش از فرزند نیمه جانش می كشید.

او به خبرنگار ایسنا كه برای تهیه گزارش از آخرین وضعیت دانشجویان مصدوم سانحه اتوبوس دانشگاه آزاد به این مركز مراجعه نموده بود، می گوید: مهدی من فقط ۲۱ سال دارد. برای پذیرش در رشته پزشكی بی نهایت سختی كشید تا این كه امسال در این رشته پذیرفته شد. ما برایش آرزوها و امیدهایی داشتیم. همیشه در روپوش سفید خوابش را می دیدم. حالا باید بی صدا به روی تخت بیمارستان بیفتد و حتی ناله و شیون های من را باز نشنود.



پسرم گرفتار شكستگی جمجمه شده است

این مادر در حالیكه گریه امانش نمی دهد، ادامه می دهد: پسرم بر اثر ضربه سنگین به سر گرفتار شكستگی جمجمه شده است. پزشكان می گویند جمجمه را به سبب فشار بالای مغز باز كرده اند و فعلا شرایط مساعدی برای جراحی ندارد. فقط باید دعاگو باشیم تا خدا فرزندم را دوباره به من ببخشد.



نفسم به خط مانیتورهای متصل به فرزندم بند است

او می گوید وزیر بهداشت روز گذشته به این جا آمد و به ما گفت می توانیم همین جا منتظر بازگشت فرزندانمان باشیم، اما رفتار نگهبانان این جا دل پر خون ما را آزرده تر می كند. از ما می خواهند اورژانس را ترك نماییم، اما نمی فهمند كه نفسمان به خط مانیتورهای متصل به فرزندانمان بند است. اگر لحظه ای دور شوم نفسم بند می آید.



ما از مسئولان دلجویی نمی خواهیم و فقط درمان می خواهیم

این مادر كه عكس وی در بازدید عارف، نماینده مجلس شورای اسلامی از وضعیت دانشجویان بیمارستان امام خمینی (ره) خبر ساز شد، ادامه می دهد: من به او گفتم بازدید شما را نمی خواهم. من دلجویی نمی خواهم، من فقط درمان می خواهم. فرزند دلبندم را درمان كنند. جان آنها را به دست دانشجویان ریزیدنت ندهند. بگویند پزشكان و اساتید ماهر بر بالین فرزندانمان حاضر باشند.



نگران سلامتی فرزندانمان هستیم

او می گوید دكتر شیخ نظری، پرفسور و استاد ماهر بیمارستان امام خمینی (ره)، پزشك فرزند دلبندم است، اما متاسفانه این جا پزشكان جان بیماران را به دست دستیارانشان می سپارند. من به مسئولان دیگر بارها گفته ام كه برای بازدید و گرفتن عكس از جسم بی جان فرزندانمان این جا نیایند و فقط جان فرزندانمان را به دست پزشكان لایق بسپارند. ما نگران سلامتی این دانشجویان كه به دست دانشجویان كار آموز افتاده است، هستیم.



جان پسر من با ناكارآمدی مسئولان دانشگاه آزاد به خطر افتاد

این مادر می گوید پسرم برای خوردن یك پرس غذای دانشگاه باید چندین كیلومتر را از كوه بالا می رفت تا بتواند ناهار بخورد. من حتی راضی به استفاده از اتوبوس دانشگاه نبودم و همیشه می گفتم حاضرم پول پاركینگ ماشین را پرداخت كنم، اما از اتوبوس های غیر استاندارد این جا استفاده نكنند. پسرم با ناكارآمدی مدیران دانشگاه آزاد جانش به خطر افتاده است.



وقتی عكس نیمه جان پسرم را دیدم دنیا بر سرم خراب شد

او افزود: در روز حادثه مهدی من ساعت ۱۰ پگاه در دانشگاه كلاس داشت. پگاه كه او را راهی دانشگاه كردم برای دیدن مادرم عازم تبریز شدم كه چند ساعت بعد دخترم كه در دوران حاملگی به سر می برد با من تماس گرفت و غیر مستقیم از من پرسید كه از مهدی خبر دارم؟ وقتی جواب نه دادم، كمی مكث كرد گویی نفسش بند آمده بود. سپس قطع تماس با او سریع تلویزیون را روشن كردم و وقتی عكس پسرم را جزو مصدومان حادثه دانشگاه آزاد دیدم دنیا بر سرم خراب شد و تا غروب خودم را به بیمارستان رساندم.



كفش های پزشك پسرم را بوسیدم!

این مادر در ادامه می گوید: وقتی به بیمارستان امام خمینی (ره) بازگشت كردم، كفش های پزشك پسرم را بوسیدم و عاجزانه گفتم فرزند من را خودت درمان كن، اما وی در جواب اظهار داشت كه رزیدنت های من افراد بسیار ماهری هستند و مجدد از او سئوال كردم كه آیا امیدی به بازگشت پسرم هست، این گونه پاسخ داد "مگر من خدا هستم كه از بازگشت او سخن بگویم".



رفت و آمد مسئولان در بازدید از دانشجویان مصدوم تبلیغاتی و نمایشی است

مادر مهدی مغنیان در ادامه با احساس مادرانه خود مدعی شد: تنها چیزی كه این جا می بینم رفت و آمدهای مسئولان از نمایندگان مجلس شورای اسلامی گرفته تا برخی مسئولان دانشگاه و حتی بازیگران و... است كه هر كدام با هر هیاتی به این جا می آیند و تصاویر نمایشی و تبلیغاتی خودرا می گیرند و در رسانه ها منتشر می كنند، بدون این كه درك كنند بستری در بخش آی سی یو به مفهوم بستری در بخش مراقبت های ویژه است. این رفتارهای تبلیغاتی نه تنها دردی از درد ما را كم نمی كند، بلكه امكان وخیم تر شدن حال فرزندانمان را باز به وجود می آورد.



امكان انتقال دانشجویان به بیمارستان دیگر وجود ندارد

این مادر اشاره كرد: ما مادرانی كه این جا چشم انتظار بازگشت فرزندانمان هستیم، بارها به مسئولان گفته ایم كه اگر مقرر است جان فرزندانمان به دست دستیاران بیفتد، حاضر به انتقال آن بیمارستان دیگر هستیم كه البته این مساله باز هیچ تفاوتی به حال این پزشكان ندارد و آنها در جواب می گویند حتی اگر قرار باشد یك بیمار هم از این جا كم شود، به نفع من خواهد بود. اما مشكل این جا است كه امكان جابه جایی این دانشجویان مصدوم به سبب وضعیت وخیم آنها وجود ندارد.

وی می گوید: اجازه بازدید یكی از مسئولان از فرزندم را ندادم و به او گفتم برای گرفتن عكس به این جا آمده اید. من این جا تاكید می كنم كه ما ملاقات این افراد را نمی خواهیم و فقط خواسته ما حضور پزشك در آی سی یو است.

به گفته او پدر مهدی جانباز ۳۵ درصد و از هم رزمان مقام معظم رهبری در طول هشت سال دفاع مقدس بوده است. او فردی متعصب به انقلاب است و من به همسرم می گویم این همان مسئولان به ظاهر انقلابی هستند كه جان جگر گوشه ام را گرفته اند و فرزندانمان را سوار اتوبوس های غیر استاندارد و بدون معاینه فنی كرده اند.





اگر پسرم به درستی درمان نشود، سلامتی اش را از دست می دهد

در ادامه مادر "كیارش اسدی" كه فرزندش در بخش آی سی یو بستری است، می گوید: پسرم ۲۲ سال داشت و دانشجوی سال آخر رشته نفت، در دوره كارشناسی بود كه اسم پسرم را جزو مصدومان حادثه از راه شبكه های اجتماعی دیدم. همان جا بود كه قلبم در سینه تنگ شد و دیگر چیزی نفهمیدم.

او می گوید: پزشكان می گویند ریه ها و كبد پسرم خونریزی دارد و از ناحیه پا و دنده هم گرفتار شكستگی شده است. بااینكه شكر خدا جز بیماران بد حال محسوب نمی گردد، اما اگر درمان درستی انجام نشود با مشكلات جدی مواجه خواهد شد.



اگر دانشجو سخن بگوید انگ سیاسی می خورد!

این مادر در ادامه دانشگاه آزاد را مسئول اصلی سانحه اتوبوس دانشجویان دانست و مدعی شد: من به مادران داغ دیده و سایر مادرانی كه فرزندان شان سالم هستند، می گویم از مسئولان بپرسیم آیا خودشان حاضر می شوند جان فرزندانشان را به اتوبوس های خارج از استاندارد بسپارند؟! باید این اعتراض توسط خانواده ها صورت بگیرد، چونكه اگر دانشجویی لب به سخن باز كند با صدها انگ سیاسی روزگارش تیره و تار میگردد.





مسئولان دانشگاه آزاد باید پاسخگو باشند

در ادامه پدر "قضاوتی" یكی دیگر از دانشجویان مصدوم سانحه دانشگاه آزاد كه در این مركز بستری بود به خبرنگار ایسنا، می گوید: شكر خدا وضعیت پسرم امروز كمی بهتر است. او مشكل تورم سر دارد و پزشكان به ما می گویند كه ما باید یك روز دیگر منتظر كاهش این تورم باشیم تا بتوانیم جراحی انجام دهیم.

او می گوید: از وضعیت رسیدگی به فرزندانمان در بیمارستان راضی هستیم و مشكل ما فقط با دانشگاه آزاد است كه فرزندانمان را به این روز انداخته اند. آیا مسئولان این دانشگاه نباید در مقابل خطای بزرگی كه بر اثر آن دانشجویان را سوار اتوبوسی كردند كه از لحاظ معاینه فنی قابل قبول نبود، پاسخگو باشند؟!







وضعیت نامناسب اتوبوس ها را بارها گوشزد كرده بودیم

در اختتام این گزارش یكی از دانشجویانی كه برای عیادت دوستان خود به اورژانس آمده بود، به خبرنگار ایسنا، می گوید: پنج سال است كه در مركز علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد تحصیل می كنم، اما طی این دو سال اخیر كه مدیریت دانشگاه آزاد مدام تغییر كرده است، اوضاع این دانشگاه هر روز آشفته تر میگردد و من می توانم به صورت پله وار همه این كج سلیقگی های مدیریتی را ذكر نماینم. مثلا من درباب وضعیت اتوبوس های دانشگاه آزاد ده ها بار با مسئولان مختلف صحبت كردم و به آنها گوشزد كردم كه این اتوبوس ها خطر آفرین هستند، اما هر بار با لبخند از سر بی تفاوتی آنها مواجه شدم.

این دانشجو می گوید: سازمان صدا و سیما در بخش خبری ۲۰: ۳۰ خود عنوان نمود كسانی كه ۲۰ سال پیش در دل كوه ها دانشگاه ساختند باید پاسخگوی این نوع سوانح باشند، اما به اعتقاد من این رویكرد، فرافكنی محض است. من پنج سال است كه در این دانشگاه تحصیل می كنم. اتوبوس های این مركز در دو پارسال هیچ مشكلی نداشتند، اما با روی كار آمدن برخی مدیران طی دو سال آخر، این دانشگاه را با انواع مشكلات مواجه كرده است و مسئولان دانشگاه باید بابت این نوع خطاهای بزرگ خود به دانشجویان و خانواده ها پاسخگو باشند.

در واقع حادثه تلخ برای دانشجویان دانشگاه آزاد آغازین حادثه نظام آموزشی ما شامل آموزش عالی و آموزش و پرورش نیست كه در نتیجه مدیریت برخی مدیران اتفاق می افتد كه البته نمونه بارز آنرا در همین حادثه اخیر سوختن چهار دانش آموز بی گناه دبستانی در دل آتش هفته گذشته در یكی از واحدهای آموزشی زاهدان مشاهده كردیم.

اما در سانحه غم انگیز واژگونی اتوبوس دانشجویان دانشگاه آزاد كه عواطف عموم مردم را جریحه دار كرده است، تقریباً اغلب مسئولان شامل دانشگاهی و كشوری دست به قلم شدند و پیام های تسلیت آنها یكی سپس دیگری صادر شد و رسانه ها باز این پیام ها را مخابره كردند، اما چه كسی می داند كه در دل خانواده هایی كه عزیزان خودرا صحیح و سالم از خانه راهی دانشگاه كردند و یا باید فرزندانشان را در دل خاك بجویند و یا نظاره گر پیكر نیمه جان آنها روی تخت بیمارستان ها باشند، چه می گذرد؟! كسی چه می داند در دل دانشجویانی كه از درد در اورژانس مراكز بیمارستانی زجه می زنند و در نهایت معین نمی باشد كه آیا از این پس با ویلچر و یا بدون ویلچر زندگی خواهند كرد چه می گذرد؟ چه كسی چه می داند هم كلاسی ها و هم دانشگاهی های دانشجویانی كه از نزدیك مرگ، ناله و جسم آغشته به خون دانشجویان را دیده اند چه حالی دارند؟!

به گزارش زارا به نقل از ایسنا، بااینكه دلایل قطعی وقوع حادثه تلخ برای دانشجویان واحد علوم، تحقیقات دانشگاه آزاد پس از اظهار نظرهای مختلف همچنان در دست بررسی می باشد، اما یقیناً هر نتیجه ای كه اعلام گردد نقش پررنگ دانشگاه آزاد در تامین امنیت دانشجویان را نمی توان نادیده گرفت، چونكه این اتفاق در دانشگاهی به وقوع پیوست كه شاید از لحاظ مالی تنها دانشگاه مرفه كشور محسوب شود. نكته قابل تامل این جا است كه تشكیل و ساخت دانشگاهی در دل كوه و به تبع آن مسیر صعب العبور، آن هم بدون در نظر گرفتن ساز و كارهای ایمنی در اطراف مسیر و عدم توجه به نیاز مسیر به گاردریل در جاده های منتهی به این دانشگاه همچون مواردی است كه مسئولان قبلی و فعلی دانشگاه با اندكی توجه به آنها می توانستند از وقوع این فاجعه جلوگیری نمایند. آیا این دانشجویانی كه برای حضور ساعت ها در كلاس درس هزینه ها پرداخت می كنند حق استفاده از اتوبوس های استاندارد و مجهز را ندارند؟!






1397/10/06
15:01:12
5.0 / 5
3556
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۱ بعلاوه ۱
زارا ZARA

زارا

فروش برند زارا

zarakala.ir - حقوق مادی و معنوی سایت زارا محفوظ است